خب نمی دونم از کجا شروع کنم. از شور و نشاط قبل از انتخابات که الان که بهش فکر می کنم می بینم یه جورایی چقدر احمق بودم که فکر می کردم هنوز هم اندکی آزادی در کشور وجود داره و همین باعث میشه کسایی که وارد عرصه شده بودند و می خواستند یک نه بزرگ به احمدی نژاد بگویند موفق می شوند خب این باشه تا بعد حالم بد شد از اینکه داره یه چیز هایی یادم میاد اعصابم داغون شد یاده ندای عزیز افتادم که نماینده همه شهدای این انتخابات بود. ندا هیچوقت فراموشت نمی کنم تو و بقیه شهدا جزئی از روح آزرده همه ی ما جوانان هستید.
+ نوشته شده توسط ننه قوطی در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 و ساعت
1:4 |