تبليغاتX
گیلگمش
نوراي جانان» بانوي محجبه‌اي است كه اخيرا در يكي از شبكه‌هاي تلويزيوني تركيه با بيان جمله که «اگر بلايي بر سرم نياورند مي گويم امام خميني (ره) را دوست دارم، اما آتا تورك را دوست ندارم»، محافل لاييك اين كشور را شديدا به خشم آورده است.
به گزارش فارس پايگاه خبري «اپك خبر» تركيه طي گزارشي تفصيلي به پيشينه اين زن پرداخت.

نوراي جانان بزيرگان كيست؟
رسانه‌هاي تركيه در ابتدا ادعا مي‌كردند خانم «نوراي جانان بزيرگان » دانشجويي است كه به سبب حفظ حجابش دچار مشكل شده است اما اگر كمي به عقب بازگرديم به نكات حائز اهميت ديگري نيز برخورد خواهيم كرد.

خانم بزيرگان زماني به اتهام «اخلال در مسير آموزش» ، با مداخله پليس از دانشگاه اخراج شده و سپس در دادگاه به 6 ماه حبس محكوم شد. خانم «نوراي جانان بزيرگان» در جريان مداخله پليس ، به سبب ضرب و شتم ماموران دچار سقط جنين شده و در ادامه ماجرا به كانادا پناهنده شد. او اولين زني است كه در تركيه به سبب حفظ پوشش اسلامي محكوم به حبس قطعي شده است.

«بزيرگان» وقتي كه دانشجوي سال دوم مهندسي پزشكي در «دانشكده خدمات بهداشتي»، وابسته به دانشگاه استانبول بود، به سبب داشتن حجاب اسلامي در ميانه جلسه امتحان پايان ترم، با ضرب و شتم پليس بيرون كشيده شد.

«هيات قضايي كانادايي رسيدگي به تقاضاي پناهندگي» طي جلسه اي از خانم «نوراي» ‌پرسيدند: «مگر تركيه يك كشور اسلامي نيست؟» پاسخ اين سوال براي «نوراي» دشوار بود اما در نهايت جواب داد: «در صورت رفع مشكل حجاب در تركيه، به كشورم برمي‌گردم.»

او در همان ايام گفته بود: «در حقيقت ممنوعيت نبود كه موجب خروج من از كشور شد. من تصميم داشتم مبارزه‌ خود را به خارج از كشور بكشانم. اگر آنقدر ترسو بودم كه بخواهم فرار كنم، مسلما اينقدر در تركيه خود را درگير مسائل دردسرساز نمي‌كردم.»

در همان روزها خبرنگار روزنامه «يني شفق»- چاپ تركيه- از وي پرسيده بود: «در تركيه چه بلايي سرت آمد كه به فكر پناهندگي به كانادا افتادي؟» بريزگان جواب داد: «من در آنجا نتوانستم آزادانه در چارچوب اعتقاداتم زندگي كنم و حتي به خاطر همين اعتقادات راهي زندان شدم. از آنجايي كه شرح ناحقي‌هايي كه بر من روا مي‌شد را در هر محفل و جمعي تعريف مي‌كردم، آنقدر از طرف پليس و ديگران پيام و تلفن‌هاي تهديد آميز دريافت كردم كه كلافه شدم. تلفنهايم شنود مي‌شد و حتي يكبار كه شرح گفت‌وگوي تلويزيوني خود در برنامه «سي و دومين روز» را تلفني براي دوستم تعريف مي‌كردم، ناگهان صداي غريبه‌اي وارد مكالمه ما شد؛ طوري كه دوستم هم آنرا شنيد. صدا مرا به كشتن كودكم تهديد كرد.»

«بزيرگان» مي‌گويد: «من اين حرف‌ها را در دادگاه (هيات قضايي كانادايي) هم بيان كردم. به آنها گفتم كه من عليرغم مسلمان بودن نمي‌توانم در معابر كشورم به راحتي گردش كنم. گفتم كه، لائيك‌هاي متعصب در هر فرصتي كه بدست مي‌آورند ما را تحقير مي‌كنند. در تركيه، برخلاف آنچه كه تصور مي‌شود، مظلومان حقيقي مسلمان ها هستند.»

به گفته «نوراي جانان بزيرگان»، قاضي دادگاه كه يك زن بود و همچنين ديگر اعضايي كه در آنجا حضور داشتند پس از مشاهده كاست ويديو و بريده جرايدي كه من ارائه داده بودم چنان شوكه شدند كه حيرتشان، مرا هم شگفت‌زده كرد. آنها به هيچ وجه باورشان نمي‌شد كه ما در تركيه چنين وضعيتي داشته باشيم. خانم قاضي وقتي عكس‌هاي مربوط به باتوم خوردن و روي آسفالت كشيده شدن بانوان محجبه را ديد بي‌اختيار دست بر دهانش گذاشت و گفت: باورم نمي‌شود!‌ مگر تركيه كشوري مسلمان نيست؟ راستش من در اينجا (كانادا) با اين سوال بسيار روبه‌رو مي‌شوم. من به هيأت قضايي كانادايي گفتم كه در تركيه اين ما هستيم كه سلب حق آزادي بيان و عقيده دست و پنجه نرم مي‌كنيم؛ اما نبايد زندگي كردن مطابق اعتقادات، تاواني ابن چنيني داشته باشد. من اين حرف‌ها را در تمامي دادگاه‌هايي كه در طول سه سال به آنها رفت و آمد داشتم مي‌گفتم. خانم قاضي گفت: در اين ماجرا حق با شماست، خيلي هم حق با شماست».

وقتي خانم قاضي اجازه اقامت مرا در كانادا صادر كرد خيلي خوشحال شدم. آن زمان در ذهنم لحظه‌اي را تصور كردم كه هيأت قضايي تركيه به خاطر حجاب برايم حكم زندان صادر كرد.

خبرنگار از از خانم «بزيرگان» پرسيد: اگر ممنوعيت حجاب در تركيه از ميان برداشته شود، چه كار مي‌كنيد؟ آيا به تركيه بازمي‌گرديد؟
او پاسخ داد: «بله. خيلي دلم مي‌خواهد. دلم براي استانبول تنگ شده است. امروز دنيا به ممنوعيت حجاب مي‌خندد!»
خبرنگار باز پرسيد: چه توصيه‌‌اي براي دوستاني كه در تركيه هستند داريد؟
خانم «بزيرگان» گفت: هرگز خود را بيچاره و درمانده ندانند. علاوه بر پيگيري قضايي مظالمي كه بر آنها مي‌شود بايد به دنبال راه‌هايي براي خروج از كشور باشند يا در پي دانشگاه‌هايي باشند كه از طريق اينترنت دانشجو مي پذيرند.

«نوراي بزيرگان» در ادامه افزود: درست است كه در تركيه خيلي چيزها تغيير كرده است؛ اما هنوز آن ذهنيتي كه از طريق رسانه‌ها عربده مي‌زد كه خطر ارتجاع (يعني اسلامگرايي) تركيه را تهديد مي‌كند، اصلا تغيير نكرده است.

«نوراي جانان بزيرگان » پس از حدود7 سال اقامت در كانادا، با اتمام تحصيلاتش در سال 2005 به تركيه بازگشت. او معتقد است: «در مقايسه با سال 1999 وضعيت رفاهي مردم بسيار ارتقا يافته است اما در عرصه آزادي بيان و عقيده تغييرات چنداني صورت نگرفته. هنوز هم بساط جنجال سازي و برچسب زني به قوت خود باقي است. كليشه «تهديد ارتجاع » هنوز در رسانه‌ها اجرا مي‌شود. در طرف ديگر هم رجالي كه هيچگونه احترامي براي ارزش هاي مردم قائل نيستند و هرگونه تبعيض را در خصوص اشخاصي كه همانند آنها فكر نمي‌كنند مباح مي‌دانند، همچنان سر جاي خود نشسته‌اند؛ يعني روي همان كرسي هايي كه به نمايندگي از همين مردم در آنجا قرار گرفته‌اند و از همانجا نعره مي‌زنندكه مبارزه ما عليه ارزش‌هاي مردم ادامه دارد.

به گزارش خبرگزاري فارس خانم نوراي بزيرگان در روز 21 خرداد طي شركت در يك برنامه تلويزيوني مشهور با نام «تك تك»در پاسخ به مجري برنامه، «فاتح آلتايلي» كه از چهره هاي هنري ضد ديني تركيه به شمار مي رود و از او پرسيده بود كه آيا «امام خميني» را دوست دارد، پاسخ داد: بله من هم دوست دارم.

در اين ميان «فاتح آلتايلي» از نوراي پرسيد: آيا آتاتورك را هم دوست داريد؟ و ايشان جواب داد: آيا در تركيه كسي حق دارد كه آتاتورك را دوست نداشته باشم؟ اگر بلايي سرم نياورند من مي‌گويم كه دوستش ندارم.

اين مصاحبه «بزيرگان» جنجالي بزرگ را در محافل لاييك تركيه ايجاد كرد و كار به جايي رسيد كه دستگاه قضايي اين كشور قرار پيگرد قانوني وي را صادر نمود.

«بزيرگان» امروز صاحب دو فرزند (يك پسر و يك دختر) است كه هر دو متولد كانادا هستند. او در كانادا پس از طي دوره آموزش زبان انگليسي در رشته علوم سياسي ادامه تحصيل داد.                                     ما پیشنهاد میکنیم کسانی که می خواهند در ترکیه محجبه باشند ترک وطن کرده و به ایران بیایند و مطمئن باشند که در اینجا حتی اگر نظرشان هم تغییر کند دیگر نمی توانند ترک حجاب کنند.
+ نوشته شده توسط ننه قوطی در جمعه سی و یکم خرداد 1387 و ساعت 16:19 |
دكتر احمدي‌نژاد، افزود: همزمان با سفر من به عراق، آمريكايي‌ها قصد داشتند در يك برنامه حساب‌شده مرا ربوده و به آمريكا منتقل كنند تا با بهانه‌جويي در مساله تروريسم براي بازگرداندنم، از جمهوري اسلامي باج‌خواهي كنند.وي ادامه داد: با اين حال به لطف الهي چند تغيير انجام‌شده در برنامه اين سفر، نقشه آنها را بر هم زد و آنان زماني حيرت‌زده از اين امر مطلع شدند كه من در آسمان عراق در حال بازگشت به ايران بودم.دوستان عزیز خودشان قضاوت کنند.

 

+ نوشته شده توسط ننه قوطی در جمعه سی و یکم خرداد 1387 و ساعت 2:36 |
آخرین تماسهای امام خمینی و بنی‏صدراز طریق رضا پسندیده برادرزاده امام خمینی انجام می‏پذیرند. پسندیده پیام زیر را از طرف امام خمینی تلفنی برای بنی‏صدر می‏خواند:
من همواره کوشیده‏ام شما را در مقام ریاست جمهوری و فرماندهی کل قوا که خود من به شما تفویض کرده‏ام ، حفظ کنم. اما خود شما مانع اینکار می‏شوید. حالا هم می‏خواهم شما را حفظ کنم، بشرط اینکه اطرافیان خود را دور کنید. این روزنامه شما را بباد داد. گروه های فاسد را طرد کنید. شما باید دولت را قبول کنید، شورایعالی قضائی را قبول کنید. مجلس و شورای نگهبان را قبول کنید.

بنی‏صدر در پاسخ نامه زیر را به امام خمینی می‏نویسد:
شما نمی‏خواهید قانون اساسی اجرا گردد. در مسائل اساسی کشور طرز عمل شما چنان است که کشور را با خطر نابودی مواجه کرده است. شما یک رئیس جمهوری ضعیف، یک دولت ناتوان، یک مجلس مطیع، یک دستگاه قضائی وسیله تهدید و نابودی مخالفان می‏خواهید. بخلاف گفته شما این حزب جمهوری است که دین و ملت و شما را بباد می دهد و شما رهبری ملتی را به ریاست حزب مشتی قدرت طلب فاسد فروخته‏اید. بسیار کوشیدم و هنوز نیز می‏کوشم رهبری این انقلاب صدمه نبیند اما شما خودکشی تدریجی کردید بیان انقلاب را از بین بردید. با برقراری سانسور کامل، حضور مردم را در صحنه سیاسی کشور غیر ممکن ساختید و اینک می‏خواهید نیمه جان آن را نیز بستانید. هنوز وقت باقی است، باید:
۱ - مجلسی جای این مجلس را بگیرد که انتخاباتش براستی آزاد باشد و مردم در انتخاباتش شرکت کرده باشند و مجلس خود را نه مطیع و تحت الحمایه شما، بلکه زبان مردم و ترجمان خواستهای مردم بداند، مجلس قوی اینست.
۲ - دستگاه قضایی نیز باید قوی باشد. یعنی مستقل باشد. رئیس دیوان کشور و دادستان کل بر خلاف قانون اساسی نصب شده‏اند و سه تن اعضای شورایعالی قضایی نیز بر خلاف همین قانون اساسی در آن عضویت پیدا کرده‏اند. باید شورای عالی قضائی بر وفق قانون تشکیل گردد.
٣ - نیمی از شورای نگهبان را که بعد از این وقایع و بخصوص چگونگی نظارتش بر انتخابات میان دوره‏ای معلوم شد چه وزن و اعتباری دارد دو مقام غیر قانونی برکزیده اند و بنابراین آلت دست آقای بهشتی و گروه او هستند و این شوری نیز باید موافق قانون از نو تشکیل شود.
۴ - دولت آقای رجایی نیز هم فاقد صلاحیت است. هم از جانب شما تحمیل شده است و هم مورد تایید مجلس غیر قانونی است. هم در گروگانگیری بکشور خیانت کرده و تسلیم شیطان بزرگ شده است و باید برود.
۵ - ریاست جمهوری و فرماندهی کل قوا مقامهایی بودند بری دفاع از منزلت مردمی که قرنها و قرنها از هر گونه منزلتی محروم بوده اند. قانون هیچ‏گاه در این کشور به اجرا در نیامده است. گمان می‏رفت با قبول ریاست جمهوری بتوانم در برابر خطرهای بیشمار، مردم را با اجرای قانون در صحنه نگاهدارم و مردم از استقلال خویش دفاع کنند. خود با کار و تلاش بر بحرانهای اقتصادی و غیر آن غلبه کنند. آزاد باشند. مطمئن باشند. امید داشته باشند و خودجوش به تلاشی بزرگ برای تغییر مسیر تاریخ برخیزند. اینک که دادستان انقلاب تهران بر خلاف قانون مطبوعات، روزنامه هارا توقیف کرده است و دیگر از آزادی اثری نمانده است. اینک که بدنبال تسلیم خفت بار در مساله گروگانگیری بودجه‏ای باب طبع سلطه‏گران آمریکائی به مجلس می برند، با انگلیس و آمریکا قراردادهایی امضا می کنند که جز مسابقه برای جلب نظر مساعد شیطان بزرگ و کوچک عنوانی بدان نمی‏توان داد، ریاست جمهوری و فرماندهی کل قوا دیگر به چه کار من می‏آید؟ از ابتدا گفته‏ام این مقام‏ها را برای حداکثر تلاش بخاطر نجات کشور و انقلاب می‏پذیرم و هنوز نیز باید تکرار کنم که مرا بدانها دلبستگی نیست.
+ نوشته شده توسط ننه قوطی در شنبه هجدهم خرداد 1387 و ساعت 1:9 |