تبليغاتX
گیلگمش
ترور و وحشت و زور است اینجا                   ایمنی،از همه دور است اینجا

باز در سینه نفس ها شده حبس               آدمی زنده بگور است اینجا

گرچه امنیت و آزادی نیست                       ترس و وحشت بوفور است اینجا

کس نداند که به چه وضعیم دچار                قحطعی فهم وشعور است اینجا

وز همه چیز جهان افزونتر                          ضعف و سستی و فتور است اینجا

نیستش در نظر، این وضع خراب                هیئت حاکمه کور است اینجا

چون کند چاره این ظلم و فشار؟               آنکه خود عامل زور است اینجا

+ نوشته شده توسط ننه قوطی در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:49 |
یکی از مهمترین وقایع دوران سلطنت رضاشاه اعلام لغو قرارداد دارسی( امتیاز نفت جنوب ) در روز دهم آذر ۱۳۱۱ برابر با سی ام نوامبر ۱۹۳۲ می باشد که بحران شدیدی در روابط ایران و انگلیس به وجود آورد. علت لغو امتیاز دارسی اجحاف و حسابسازی شرکت نفت ایران و انگلیس و کاهش شدید درآمد ایران از نفت در سال ۱۹۳۱ بود. در این سال شرکت نفت با این که بیش از شش میلیون تن نفت از چاههای ایران استخراج کرده بود فقط ۳۰۷۰۰۰لیره ،یعنی کمتر از یک چهارم پرداختی سال قبل برای دولت ایران در نظر گرفت. بهانه شرکت نفت در تقلیل سهم ایران بحران اقتصادی جهان و کسادی بازار و کاهش قیمت نفت در بازارهای جهانی بود، ولی این بهانه برای دولت ایران قانع کننده نبود .زیرا به موجب اطلاعاتی که به دست دولت ایران رسیده بود شرکت نفت در همان سال ۱۹۳۱ در حدود ده بربر سهمی که برای دولت ایران در نظر گرفته بود سود خالص به دست آورده بود.به دستور رضاشاه دولت از دریافت وجه ناچیزی که شرکت نفت بابت حق الامتیاز سال ۱۹۳۱ پیشنهاد می کرد خوداری نمود و چون شرکت نفت حاضر به مذاکره برای افزایش حق السهم ایران نشد دستور لغو قرارداد امتیاز نفت جنوب را صادر کرد. دولت انگلستان که سهامدار عمده شرکت نفت ایران و انگلیس بود بلافاصله واکنش تندی در برابر اقدام دولت ایران نشان دادو روز دوم دسامبر ۱۹۳۲ وزیر مختار انگلیس در ایران طی یاداشتی به عنوان محمدعلی فروغی وزیر خارجه وقت ایران اعلام داشت که دولت ایران حق الغای یکجانبه قرارداد نفت را نداشته واز نظر دولت انگلستان این عمل غیر قانونی است. و دولت ایران مسئول خساراتی است که به شرکت نفت وارد می شود.

 

+ نوشته شده توسط ننه قوطی در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:36 |
برای هر آغازی، پایانی است معمولا دردناک. به نظر می رسد که رئیس جمهور و دولت کنونی هم رفته رفته به پایان راه خود نزدیک می شوند.پایانی که به احتمال زیاد حتی به دوره ۴ ساله رئیس جمهور هم مهلت تمام شدن را نخواهد داد. به بن بست رسیدن در سیاست خارجی و مشکلات اقتصادی حاد جامعه از مهمترین دلایل این امر خواهد بود .البته ازتوانایی های معجزه هزاره سوم نباید به آسانی گذشت بنابراین دوستان اگر عمر دولت منتخب به ۸ سال هم رسید از ما گلایه ای نکنید.
+ نوشته شده توسط ننه قوطی در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:59 |
+ نوشته شده توسط ننه قوطی در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 و ساعت 1:31 |
من به فاصله کمتر از یک ربع ساعت پس از واقعه توانستم خودم را به اتاق شعبه بازپرسی برسانم. مامورین از ورود اشخاص متفرقه به این اتاق شدیدا جلوگیری می کردند. داخل اتاق و در سمت راست درب ورودی نعش یک نفر جوان افتاده بود و جسد مرحوم کسروی در قسمت مقابل و در فاصله بین دیوار و میز بازپرسی که به پهلو غلطیده بود قرار داشت. کف اتاق پر از خون بود و یک هفت تیر خون آلود روی سینه کسروی دیده می شد. از وضع افتادن کسروی و برگشتن صندلی حدس زده می شد که قاتلین او وقتی به وی حمله می کنند کسروی روی صندلی نشسته و برای رهائی از خطر گلوله و کارد می خواسته خود را در پناه میز بازپرسی قرار دهد ولی تنگی فاصله میز با دیوار و اصابت گلوله مجالی برای فرار به او نمی دهد واز جا بلند نشده به روی زمین می افتد. از اظهارات اشخاص معلوم گردید مقتول دیگر شخصی است به نام تقی حدادپور که گویا منشی کسروی بوده است. هنوزکسی به نعش ها دست نزده بوده بود.در این موقع به دستور پزشک قانونی هر دو جنازه را لخت کردند چهار پنج زخم مهلک در پشت و سینه و مغز حدادپور به چشم می خوردکه یکی از این زخم ها شکافی به طول ۸ سانتیمتر و عرض ۵ سانتیمتر ایجاد کرده بود. بدن کسروی پر از زخم گلوله و کارد بود تا آنجا که که می توانستم بشمارم ۲۸ زخم عمیق دیدم. روده ها از شکافی که در سمت جلو و راست وپایین شکم ایجاد شده بود بیرون ریخته و گوشت های قسمتی از صورت و بدن او آویزان بود.

+ نوشته شده توسط ننه قوطی در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:42 |
البته این کل مقاله نیست ...ما پوسیده ایم، زیرا از چاپلوسی زاییده شده ایم. نطفه ما در زهدان چاپلوسی منعقد شده و ما در رحم یک مادر چاپلوس تربیت شده ایم. این چاپلوسی ننگ دیروز و امروزمان نیست.ننگی است که نشانه های آن را بر سراسر اوراق تاریخ مملکتمان دیده و خوانده ایم. روزی که اسکندر بر ما تاخت ، آن سرداران نمک ناشناس داریوش بودند که در طریق چاپلوسی به ارباب تازه، ارباب ایرانی خود را فروختند. از همان روز ما یونانی شدیم...روزی که مغول به سرزمین ما سرازیر شد و در نیشابورمان جز سگ و گربه نفس کشی را زنده نگذاشت، این ما بودیم که وزیرش شدیم، دبیرش شدیم، دلالتش کردیم و پیشانی خود را پیش پایش بر زمین گذاشتیم. ای پوسیده! آیا تو تاریخ ایران باستان را خوانده ای، که چون ساسانیان بر اشکانیان پیروز شدند، چاپلوسانی که موسس سلسله را احاطه کرده بودند، در مقام چاپلوسی هفتصد سال تاریخ ، ابنیه،سنگ نبشته ها و فرهنگ اشکانی را انچنان از میان بردند که قرن ها کیفیات پادشاهی و تمدن اشکانی بر ما پوسیدگان مکتوم ماند؟.....وای بر تو ای پوسیده چاپلوس که هرروز بر پای یک منبر سینه می زنی و هر حرفی را که از دهان هر ضحاکی بیرون بیاید قبول می کنی و خود را به هر قلدری می فروشی واز اینکه مظلوم واقع بشوی لذت می بری ودر انزوا بر مظلومیت خود گریه می کنی.

+ نوشته شده توسط ننه قوطی در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 21:30 |
۱. سعدی درباره هموطنان خود می گوید: ابریق رفیق برمی دارند که به طهارت می رویم وبه غارت می برند.  در برابر چو گوسفند سلیم       در قفا همچو گرگ مردم خوار

۲.قائم مقام فراهانی در نکوهش ایرانیان در جنگ با روسیه شعری دارد که بدین شرح است: آه از این قوم بی حمیت بی دین         کرد ری و ترک خمسه و لر قزوین      عاجز و مسکین هر چه دشمن و بدخواه    دشمن و بدخواه هر چه عاجز و مسکین   

قائم مقام از بزرگان فضلای عهد اخیر ایران است. پس از خدمتگزازی های بسیار به ایران روز ۲۹ صفر ۱۲۵۱ قمری در باغ نگارستان به امر محمدشاه قاجار دستمالی در حلقش فرو کردند و او را خفه کردند چون محمد شاه سوگند یاد کرده بود که خون او را نخواهد ریخت. قائم مقام قبل از مرگش این شعر را به دیوار باغ نگارستان نوشته بود: روزگارست آن که گه عزت دهد گه خوار دارد   چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد.

+ نوشته شده توسط ننه قوطی در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:35 |
گوبینو ،دیپلمات مشهور فرانسوی، در کتاب سه سال در ایران ترجمه ذبیح الله منصوری، در مورد ایرانیان می گوید:

زندگانی مردم این مملکت سرتاپا عبارت است از یک رشته توطئه و یک سلسله پشت هم اندازی. فکر و ذکر هر ایرانی فقط متوجه این است که کاری را که وظیفه اوست انجام ندهد. ارباب مواجب گماشته خود را نمی دهد و نوکرها تا بتوانند ارباب خود را سر کیسه می کنند. از بالا گرفته تا پایین در تمام مدارج و طبقات این ملت جز حقه بازی و کلاه برداری بی حد وحصر و بدبختانه علاج ناپذیر چیز دیگری دیده نمی شود. و عجیب آنکه این اوضاع، دلپسند آنان است و تمام افراد ناس هر کس به سهم خود از آن بهره مند و برخوردار است. واین شیوه کار و طرز زندگی روی هم رفته از زحمت آنان می کاهد و برای آسایش و بیکاری و بیعاری میدان فراخی برای آنان فراهم می سازد، و رفته رفته این سبک زندگی برای آنان حکم بازی و سرگرمی پر تفریح و تفننی را پیدا می کند که احدی حاضر نیست به این اسانی ها از ان دست بردارد. 

 

 

+ نوشته شده توسط ننه قوطی در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 20:29 |
سلام دوستان عزیز، این دو روز اگه مطلب جدیدی براتون نذاشتم به خاطر مشکلات سایت بود .و چون فردا هم دارم میرم مسافرت تا جمعه نمی تونم در خدمت شما باشم. برگشتم حتما جبران می کنم اگه بر نگشتم هم حلالم کنید

+ نوشته شده توسط ننه قوطی در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:6 |
  الکسی سولتیکوف شاهزاده روسی که ۱۵۰ سال پیش به ایران مسافرت کرده در کتاب سیاحتنامه خود در باب ایرانیان می نویسد:

درستی صفتی است که در ایرانیان وجود ندارد و همین خودکافی است که این مملکت در نظر خارجیان نفرت انگیز بیاید. دروغ به طوری در عادت و رسوم این طبقه(طبقه نوکر و کاسب و دکاندار) از مردم ایران (و می توان گفت تمام طبقات) ریشه دوانیده است که اگر احیانا یک نفر از آنها رفتاری به درستی بنماید و یا به قول و وعده خود وفا نماید، چنان است که گویی مشکل ترین کار دنیا را انجام داده است و رسما از شما جایزه و پاداش و انعام توقع دارد.                   

+ نوشته شده توسط ننه قوطی در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:42 |
این روزها سخت ترین روزهای زندگیمه. فکر می کنم خیلی از مردم ایران در حال حاضر چنین احساسی داشته باشند فقر،اعتیاد،فحشای پنهان و شکاف عظیم طبقاتی از مهمترین محصولات جامعه ما می باشد جامعه ای که خود را دیندار و مذهبی می داند در حال حاضر در وضعیت اسفناک و یاس آوری قرار دارد.اینکه تو بدونی از صبح تا شب هم کار کنی به جایی نمی رسی وخودت و خانواده ات باید حسرت خیلی چیزها رو بخورید خیلی بده ولی از اون بدتر این که بدونی با این وضعیت هیچ امیدی به آینده نیست. شب بخیر ایران تا فردایی دیگر......
+ نوشته شده توسط ننه قوطی در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 و ساعت 22:6 |
شاردن سیاح بسیار مشهور فرانسوی که در عهد صفویه مکرر به ایران مسافرت نموده و سالها در ایران اقامت داشته است، در باب اخلاق ایرانیان می نویسد:

ایرانیان بیش از هر چیز دلشان می خواهد زندگی کنند و خوش باشند. آن سلحشوری سابق را از دست داده اند و تنها چیزی که از دنیا می فهمند عیش است و نوش وهیچ باور ندارند که عیش و نوش و نشاط را در حرکت و تکاپو و کارهای خطرناک و پرزحمت هم می توان به دست آورد. از این گذشته ایرانیان بسیار مخفی کار و متقلب و بزرگترین متملقین عالم هستند و در دئانت و وقاحت هم بی همتا می باشند. به غایت دروغ گو هستند و کارشان همه پرگویی و قسم وآیه است و برای اندک نفعی حاضرند به دروغ شهادت بدهند. وقتی از کسی پولی یا چیزی قرض می گیرند پس نمی دهند و به محض اینکه دستشان برسدخودی و بیگانه را فریب می دهند.و با او به دغل معامله می نمایند. در خدمتگزاری عاری از صداقت هستند ودر معاملات دوستی نمی فهمند و چنان در خدعه و فریب مهارت دارند که محال است انسان به دامشان نیفتد.

+ نوشته شده توسط ننه قوطی در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 و ساعت 17:48 |
نظریه کسروی در مورد بیشتر شاعران گذشته ایران همین است اما به همان گونه که خودش می گوید این نظریه دلیل بر مردود بودن شعر از نظر او نیست. نظریه کسروی در مورد شعر در واقع همان نظریه او در مورد صوفیگری و زندگی صوفیان هم هست. کسروی صوفیگری را هم یک تفکر انحرافی و گونه ای نگرش غلط بر جهان می داند. او در سراسر کتاب صوفیگری با آوردن مثال هایی از زندگی خصوصی صوفیان معروف و بر شمردن انحراف های آنها، انگل مآبیشان را نشان می دهد و مردم را از فریب ها و دام گستری های آن ها بر حذر می دارد. کسروی برای اثبات نظریاتش بیش از هر چیز به جامعه تاریخ و دگرگونی های اجتماعی نظر می دوزد او با توجه به این نگرش است که ریشه انحراف های صوفی گرایانه و همچنین سرودن شعرهای غیر اجتماعی را در قرون پنجم به بعد جستجو می کند. علت این زمان بندی به عقیده کسروی در این است که از قرن پنجم به بعد به علت ویژگی های اجتماعی زمان، صوفیگری در میان مردم رواج می یابد و به تدریج آنها را به بی راهه می کشاند.کسروی با تشریح توانایی جنگجویی ایرانیان در پنج قرن نخست اسلام و سپس فروکش کردن این روحیه در قرن ششم و شکست ایرانیان در قرن هفتم از مغولان به این نتیجه می رسد که صوفیگری عامل اصلی تسلط مغولان بر کشور ماست. کسروی عینیت های اجتماعی را عامل اصلی تکامل مغز می داند و به این ترتیب تاثیر پذیری مردم ایران از اندیشه های صوفیان قرن پنجم و ششم دلیل سستی آنها و صدمه پذیریشان در برابر هجوم مغول می داند.

+ نوشته شده توسط ننه قوطی در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 23:59 |
اگر این روزها به روزنامه ها یا سایت های مختلف وطنی مراجعه کرده باشید احتمالااز ماجرای تجاوز به یک دختر ۵ ساله در یک پیتزافروشی در منیریه تهران آگاه شده اید. بدون آن که بخواهیم وارد جزئیات این ماجرای تلخ شویم، باید بگوییم افزایش وحشتناک این گونه حوادث تلخ که دل هر انسانی را به درد می آورد به شدت جامعه ما را تهدید می کند. به جنایات زیر توجه کنید:تعرض دو کارگر به خانم جوان در بدو ورود به يک مهمانسرا هنگام نشان دادن اتاق، در فاصله چند دقيقه‌اي که شوهرش براي آوردن مدارک به سمت اتومبيل رفته است (جام جم،23 مرداد 86)، تعرض بنگاهدار قمي که ضمن نشان دادن منازل خالي، بانوان مشتري را مورد تعرض قرار مي‌داده و با خيال راحت فردا به سر کار مي‌رفته است (اعتماد، 2 مرداد 86)، تعرضات سريالي راننده تاکسي سمند در مشهد (ايسنا، 2 ارديبهشت 86)، تعرض به دختر جوان در اتاق پرو(جام جم 16 مرداد 86)، پسر جوان براي ازدواج با دختر 11 ساله نقشه تعرض را اجرا كرد (ايسنا 9شهريور 1386)، تجاوز پدر و پسر افغاني به دختر 6 ساله ايراني (اعتماد 29تير 1386)، شرورها قصد ربودن زن جوان از کنار همسرش را داشتند (جام جم 24 خرداد 1386)، خودسوزي دختر جوان در پي تعرض پسر ناشناس (14 آذر 1386)، تعرض‌ 16 مرد افغان به‌ دخترجوان ايراني (اعتماد، 9 آبان 1385) دو دختر دانش آموز، در دام 8 شيطان صفت (اعتماد، 25/10/1386) این نشان می دهد که جامعه دینی ما از درون در حال فروپاشی است. ظاهرا در ایران امروز اینگونه اعمال جزء تفریحات کم هزینه برخی افراد شده به اعتراف زیر توجه کنید:با دوستان نشسته بوديم؛ گفتيم چه کنيم؟ يکي گفت به پيتزا فروشي برويم. ديگري گفت فيلم تماشا کنيم. نهايتا تصميم گرفتيم از توي خيابان دختر بدزديم.

آقای مطهری مقاله بسیار عمیقی در این زمینه نوشته اند که دوستان می تونند در سایت تابناک مطالعه کنند.

+ نوشته شده توسط ننه قوطی در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 17:57 |
این سخن کسروی بازگوکننده نظریه اش در مورد جبرزندگی است. به همان گونه که می دانیم بسیاری از شاعران جبرگرا هرگونه کوششی را در جهت دگرگون کردن زندگی بی تاثیر می دانند و معتقد هستند که سرنوشت انسان از پیش نوشته شده است. به همان گونه که می دانیم تاکنون کتاب های بی شماری درباره حافظ نوشته شده ودر طی این نوشته ها تفسیرهای گوناگون از ماهیت و محتوای شعر او صورت گرفته است. بیشتر این پژوهشگران ،شعر حافظ را از هر نظر مورد تایید قرار داده و بسیاری از آن ها او را بزرگترین شاعر شرق و حتی جهان نامیده اند اما کسروی درست بر عکس همه آنها فکر می کند و این تفاوت باید مورد توجه کسانی قرار گیرد که می خواهند کسروی را بشناسند.

در واقع کسروی تنها کسی است که به خودش جرات داده درباره شاعری که به لسان الغیب معروف شده  و دیوانش در هر خانه ای وجود دارد و برای خیلی ها سرنوشت ساز است این چنین قضاوت کند. کسروی نه تنها حافظ را یک شاعر خوب نمی داند بلکه او را ناظمی می انگارد که از سر بی دردی به ردیف کردن قافیه ها پرداخته و سرانجام مردم زحمتکش و توده ها را به دست کشیدن از جهان و رها کردن خانواده تشویق کرده است.کسروی معتقد است که در تمامی دیوان حافظ نمی توان یک معنی و محتوای اجتماعی و درمانگر دردهای معنوی یافت. او حتی تا آنجا پیش می رود که می گوید:( حافظ اگر بهره ای از خرد داشت این می دانست که در این جهان بی کار و پیشه نتوان زیست. می دانست که در کنج میخانه ها نشستن ویاوه سرودن و چشم به دست این شاه و آن وزیر دوختن ، جهان را به خود زندان ساختن است و این بود که برای خود کاری یا پیشه ای پیش می گرفت و نیازی به نکوهش از جهان نداشت.)......

 

+ نوشته شده توسط ننه قوطی در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 2:3 |
در این دنیا هم آدم های خوب وجود دارند و هم آدم های بد. اما ما باید بدانیم که این معیار سنجش مطلق نیست و بد مطلق و خوب مطلق اساسا وجود ندارد. ومهمتر این است که بدانیم انسان یک موجود اجتماعی است ویاد بگیریم که چگونه با بقیه انسان ها زندگی مسالمت آمیز داشته باشیم.
+ نوشته شده توسط ننه قوطی در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 21:43 |
جیمس موریه انگلیسی در کتاب سیاحت ایران و ارمنستان و آسیای صغیر در مورد خلقیات ایرانیان زمان فتحعلی شاه قاجار می نویسد:

در تمام دنیا مردمی به لافزنی ایرانیان وجود ندارد. لاف و گزاف اساس وجود ایرانیان است. هیچ ملتی هم مانند ایرانیان منافق نیست و چه بسا همان موقعی که دارند با تو تعارف می کنندباید از شرشان بر حذر باشی.ایرانیان تا دلت بخواهد حاضرند به تو قول و وعده بدهند که اگر احیانا اسبی ،مزرعه ای ،خانه ای و یا هر چیز دیگری را در حضورشان تعریف و تمجیدنمایی،فورا می گویند تعلق به خودتان دارد .عیب دیگری هم که دارند دروغ گویی است که از حد تصور خارج است. ایرانیان لبریزند از خودپسندی و شاید بتوان گفت که در تمام دنیا مردمی پیدا نشوند که به این درجه به شخص خودشان اهمیت بدهند و برای خودشان اهمیت قائل باشند....

+ نوشته شده توسط ننه قوطی در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 16:21 |
ما می مانیم اگر چه چرخ روزگار با ماسر سازش ندارد. با امید به طلوع نوری که سد های تاریکی و سایه را در هم خواهد شکست و نوید روشنایی همیشگی را به ما خواهد داد امشب را هم به صبح خواهیم رساند. آری ما می مانیم چون هریک از ما یک وظیفه تاریخی داریم که باید به آن عمل کنیم. پس شب بخیر ایران تا فردا....
+ نوشته شده توسط ننه قوطی در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:48 |
با این دیدگاه است که کسروی شعر حافظ را مورد نقد قرار می دهد و سرانجام به این نتیجه می رسد که مایه های اجتماعی و به قول خودش(نیاز)، زندگی در شعر حافظ وجود ندارد بلکه انگیزه شاعر تنها شعر گفتن و ردیف کردن غزل بوده است. کسروی در چند جای این کتاب غزل هایی از حافظ می آورد و نشان می دهد که تنها ارتباط این غزل ها با هم به وسیله قافیه آنهاست در حالی که از محتوای اجتماعی و مبتنی بر نیاز زندگی در این غزل ها خبری نیست.

این شیوه نگرش کسروی به شعر از جمله شعر حافظ موید و بیان کننده نظریه او در مورد دیگر رشته های ادبی و همچنین فلسفه است.کسروی شاعرانی را که دنیا و زندگانی را پست و بیهوده می شمرند و انسان را به گوشه گیری دعوت می کنند به شدت حمله می کند وآن ها را انسان هائی بی کاره ودر واقع مضر به حال بشر می داند. کسروی در طی نگرش خود بر شعر تنها به حافظ بسنده نمی کند بلکه بسیاری از دیگر شاعران از جمله خیام را به شدت می کوبد و نظریه ها و شعارهای تخدیر کننده آنها را انحرافی و دور از واقعیت های اجتماعی و موجود می داند.

کسروی زندگی این شاعران را جنبشی انگلی می داند. او پشت پا زدن به زندگی دنیوی و پیشه کردن زندگی انگلی را یکی از بزرگترین گناهان می شمارد و چنین انسان هائی را بی خرد می داند ودر این باره می نویسد: یک مرد با خرد اگر به یک زندان تاریک هم بیفتد باید در این اندیشه باشد که در آنجا چگونه زندگی کند و چگونه دشواری ها را به خود آسان گرداند و هیچگاه این نگوید که چون اینجا بدالخواه من نیست من دیگر نخواهم اندیشید و کوشید و سرم را گزارده خواهم خوابید.....

+ نوشته شده توسط ننه قوطی در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 و ساعت 15:32 |
این دو پسر بچه احتمالا درباره نرخ پفک نمکی دارند با هم پچ پچ می کنند.

اعتیاد،فقر و بیکاری سه معضل اساسی طبقه پایین جامعه ما می باشد.در حالیکه طبقه ممتاز جامعه ما دچار تنها یک معضل می باشد و آن خطر از دست دادن جایگاه خود می باشد.چگونه می توان پذیرفت که در یک کشور اسلامی تفاوت ها اینقدر عمیق و فاحش باشد. قاسم یک کارگر چاپخانه است که دو فرزند هم دارد میگوید هفته ای یکبار میوه می خوریم کرایه خانه هم نصف درآمدم را می بلعد و خدا نکند بچه ها مریض شوند.میترا ۲۰ ساله ساکن تهران در حالیکه سوار بنز آخرین مدل خود می شود به گدایی که از او می خواست ۵۰۰ تومان تقدیم کند تا بتواند یک قوطی روغن ۱۵۰۰ تومانی بخرد می گوید: به من چه مگر من انقلاب کرده ام.و گاز ماشین را گرفته و می رود. گدا که نامش علی است به من می گوید :من گدا نیستم ولی الان یک ماهه از شرکت اخراج شدم و شرمنده زن و فرزندم هستم.ای خدا ما چیکار کنیم من می دانم با این ۵۰۰ تومان گره ای از مشکل او باز نمی شود ولی این کار را می کنم.و هر دو به غروب تلخه آفتاب خیره می شویم به امید طلوعی دیگر.  

+ نوشته شده توسط ننه قوطی در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 23:31 |
آمی ین مارسلین مورخ معروف رومی که در قرن چهارم میلادی می زیسته در کتاب خود ایرانیان را به قرار ذیل توصیف نموده است:

بسیار پرگو و خودستا هستند،چه در موقع کامکاری و چه در اوقات مصیبت. همیشه لفظ تهدید و تخویف بر لب دارند. مکار و متکبر و بیرحم اند. راه رفتنشان بسیار سنگین و موقر و طبیعی و روان است. بهترین جنگجویان دنیا هستند ولی در کار جنگ،خدعه و مهارتشان بیشتر از شجاعتشان است. نسبت به غلامان و زیردستان و مردم خرده پا به استبداد رفتار می کنند و خود را مالک و صاحب اختیار جان و مال آنها می دانند. نوکران و گماشتگان حق ندارند در حضور آنها لب به سخن بگشایند.

گرنت واتسون مولف کتاب تاریخ ایران و دوره قاجاریه از قول (سر پوتینگر) می نویسد: در میان خودی ایرانیان با همردیف و هم شان خویش مهربان و مودب اند، ولی در مقابل برتر از خود خاضع و متواضع و نسبت به زیردستان زورگو و متکبرند.

+ نوشته شده توسط ننه قوطی در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 20:37 |
کسروی علاقه زیادی به پاکسازی(اصطلاحی است که خود به کار می برد) از خود نشان می داد، پاکسازی در لغت، پاکسازی در شعر ،پاکسازی در تاریخ....  کسروی عقیده داشت با پیراستن زبان پارسی از لغت های بیگانه و تغییر الفباء می توان زبان پارسی را زبان همگان ساخت زبانی آسان که   همه دنیا به آن سخن گویند. او این زبان را زبان پاک می نامید و از سال ۱۳۱۲ که به انتشار مهنامه پیمان دست زد تا آخر عمر به تبلیغ این زبان پرداخت. کسروی که مردی لغت شناس بود در آغاز لغت هایی را که انتخاب می کرد درست ،ساده و پذیرفتنی و در نتیجه نثرش روان و دلنشین بود ولی به تدریج کارش در این زمینه به افراط کشید.نثر کسروی که در ابتدا ساده و شیرین و دلنشین بود و نمونه آن کتاب تاریخ مشروطه ایران است در آخر به جائی رسید که غیر قابل فهم شد.

کسروی به مانند همه جامعه شناسان و پژوهشگران در مورد تمامی دانش ها و هنرهای موجود باور ویژهای داشته است ماهیت اجتماعی این هنرها و دانش ها به آن گونه که در خدمت پیشرفت و تعالی اندیشه و عمل انسان ها قرار گیرد، تنها عقیده کسروی به شمار می رود. نظر کسروی در مورد شعر و شاعری و به طور کلی ادبیات بازگو کننده و نمایانگر اعتقاد او به شعر اجتماعی و دوری گزیدن از شعر بی محتوا است. در واقع کسروی از منقدان و پژوهشگرانی است که به شعر متکی بر فرم و به قول امروزی ها فرم گرایی و قافیه پردازی اعتقادی ندارد واین شیوه شعر سرایی را یاوه گویی و کاری بیهوده می دانند.

شعر در نظر کسروی بیش از هر چیز باید بر پایه رخدادهای اجتماعی متکی باشد به طوری که یک شعر بتواند پستی و بلندی های زندگی انسان را نشان بدهد. کسروی در کتاب(حافظ چه می گوید) می نویسد: چنانکه خوانندگان می دانند ما منکر شعر نیستیم و نمی گوییم شعر نباشد.گفته ما آن است که شعر خود یک خواستی نیست، چه شعر سخن است و سخن باید تابع نیاز باشد. ما می گوییم اگر کسی مطلبی دارد می خواهد آن را به شعر بگوید و می خواهد به نثر بگوید ما ایرادی به او نخواهیم داشت.ایراد ما به آن است که کسی بی آنکه مطلبی باشد، تنها به نام آنکه شعر سازد به آن بپردازد. ما می گوییم این یاوه سرایی است....

+ نوشته شده توسط ننه قوطی در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:52 |
گزنفون،شاگرد سقراط ، که تقریبا یک قرن بعد از هرودت بوده است، مقاسیه ای بین روحیه و اخلاق ایرانیان در دوره کوروش (عهد هرودت) و روحیه و اخلاق آنها در زمان اردشیر دوم(عهد خودش) به عمل آورده که خلاصه اش از این قرار است:

این روزها خیلی ها فریب شهرت پارسی ها را از حیث وفای به عهد و حفظ سوگند مطابق آنچه در سابق بوده است می خورند،و همین که آنها را نزد شاه می برند سرشان را از بدن قطع می کنند. این روزها بر عکس سابق ، کسانی که به نفع شاه خیانت کنند مورد عنایت شاه قرار می گیرند. این روزها افراد متمول را مانند جانیان حبس می کنند تا از آنها پول بگیرند. دیگر کسی نمی خواهد به قشون شاه ملحق شود. روح ورزشکاری و سلحشوری در آنها به کلی مرده و به تن پروری و پرخوری خو کرده اند. مملکتی نیست مانند پارس که در آن ، آن همه مردم از زهری که به دست دیگران به آنها خورانده شده بمیرند یا علیل شوند. تقوای پارسیان در آنها خاموش شده است.

+ نوشته شده توسط ننه قوطی در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 22:42 |
سیداحمدکسروی مورخ و زبانشناس فرزند حاج میر قاسم در هشتم مهرماه سال ۱۲۶۹شمسی در تبریز چشم به جهان گشود او تحصیلات خود را در تبریز ادامه داد و چون پدران او از سه پشت روحانی بودند، وی مدتی پیش نماز مسجد بود ولی بزودی از این کار دست می کشد ودر مدرسه امریکائی تبریز به تدریس عربی می پردازد در سال ۱۲۹۵ به قفقاز می رود و مدتی در تفلیس می ماند. در بازگشت به تبریز به مشروطه خواهان پیوسته و وارد حزب دموکرات که رهبری آن را شیخ محمد خیابانی به عهده داشت می شود.

کسروی که در سال ۱۲۹۸ به کار دادگستری پرداخته بود به خاطر مخالفت با اقدامات دولت و بی قانونی هایی که در آن زمان صورت می گرفت از شغل خود استعفا داد و به وکالت دادگستری پرداخت. او در همین حال از سال ۱۳۱۲ به چاپ مهنامه پیمان پرداخت و از سال ۱۳۲۰ روزنامه پرچم را منتشر کرد.آثار کسروی که قسمت اعظم آنها در سالهای ۱۳۱۲ تا ۱۳۲۴ نوشته در زمینه های مختلف به ۷۰ جلد می رسد و مهمترین آنها عبارت است از تاریخ مشروطه ایران،تاریخ ۱۸ ساله آذربایجان ،تاریخ۵۰۰ساله خوزستان ،زبان آذری، شهریاران گمنام....

 

+ نوشته شده توسط ننه قوطی در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 20:48 |
امشب خیلی احساس تنهایی می کنم. چون احساس می کنم واقعا در این لحظه کسی به فکر من نیست هرچند که خدا حتما هست و مراقب منه، ولی من که فعلا یه موجود مادی هستم چه جوری می تونم وجودش رو کنار خودم احساس کنم. این نوشته ها هم تنها هستند و شایستگی سوختن در آتش رو دارند. الان هم خیلی خسته ام شرمنده دوستان اگه یه مدت مطلب مفیدی براتون نذاشتم.
+ نوشته شده توسط ننه قوطی در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:52 |
دوستان عزیزی که زحمت میکشن و سری به وبلاگ میزنند . لطفا نظر بیدن تا مابهتر بتونیم خواسته هاتون رو تامین کنیم.
+ نوشته شده توسط ننه قوطی در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:47 |
هردوت مورخ یونانی در ۲۴ قرن پیش (دوره کوروش) درباره ایرانیان نوشته : دروغ گویی را ننگین ترین عیب می دانند و پس از آن شرم آورترین نقص داشتن قرض است. و جهت عمده آن از جمله این است که می گویند مقروض مجبور است دروغ بگوید.                               
+ نوشته شده توسط ننه قوطی در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 22:45 |
زمین خشک است و آسمان عریان.علف ها همه پیچیده در خود ،درختان اسیر تابش سوزان خورشید در انتظار مرگ تدریجی. آری در اینجا هیچوقت روزنه امیدی دیده نمی شود انگار سهم ما از دلارهای نفتی فقط افزایش قیمت مایحتاج مان است.ما شیرینی دلارهای نفتی را هرگز نخواهیم چشید.در نگاه ما مردم طبقه متوسط و فقیر دیروز بهتر از امروز و امروز بهتر از فردا خواهد بود. البته ما قصد ورود به سیاست را نداریم چون سیاست را نوعی دانش و علم میدانیم که می دانیم در آن سررشته ای نداریم ولی این را حق خود می دانیم که بعنوان یک شهروند این کشور سوالاتی را مطرح کنیم .
+ نوشته شده توسط ننه قوطی در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 22:39 |

با سلام، نظر به اینکه بعضی از دوستان عزیز اعلام کرده اند که نام سنگلاخ برایه آنها یادآور خاطرات ناخوشایندی است ما هم برای احترام به این دوستان نام وبلاگ را به گیلگمش تغییر می دهیم. گیلگمش از قهرمانان اسطوره ای مردم آشور بوده  است که بدنبال عمر جاوید میرود ولی موقعی که  به گیاه آن دست می یابد ماری آن را از او می رباید.

+ نوشته شده توسط ننه قوطی در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 19:24 |
امروز هوا خیلی افتضاح بود. گرد وخاک همراه با باد نسبتا شدید، تو ساله جدید که روحمان خیلی گرد وخاک افسرده گی به خودش گرفته. جسممون هم دیگه حسابی از خجالتمون در اومد تا ما برامون آشکار بشه که امسال خیلی ساله باحالیه و هنوز یکماه هم از اومدنش نگذشته خیال داره حسابی قلقلکمون بده . فقط دعا می کنیم تحمل اینهمه قلقلک رو تا پایان سال داشته باشیم.
+ نوشته شده توسط ننه قوطی در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 1:12 |